بغض...

گاهی به اندازه یک سال ،

حرف واس گفتن داری

اما..

اما یه چیزی راه گلوتو بسته!

نمیذاره حرف بزنی...

تا میخوای شروع کنی

بغض میکنی...

اشکت آروم آروم از گوشه چشمات

میلغزه رو صورتت و...

........

.....

نمیتونی حرفی بزنی،حتی یه کلمه!

 

 

پ.ن:گاهی دلم میخواد حرف بزنم مثل امشب اما بغض نمیذاره...

/ 2 نظر / 6 بازدید
خسرو پيري

خوشبختی یعنی قلبی را نشکنی دلی را نرنجانی آبرویی را نریزی ودیگران ازتو آسیبی نبینند حالا برو ببین چقد خوشبختی! [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

گمنام

نبینم غمتو خواهر![ناراحت][ناراحت] اشک ماهم دراومد