تولد...

دوست داشتم تولدت رو تو این اتاقی که برای توئه بهت تبریک بگم

اما دیدم اینجا جز غمو دلتنگی و اشک چیز دیگه ای نیست!

نمیدونم چرا ولی تو این اتاق سکوت کردم

شاید چون دوست نداشتم....

بگذریم!!

دوست ندارم با بعضی حرفام لبخند تلخ روی لبات بشینه..

هرچند میدونم که بهم سرنمیزنی

اما فرض محال که محال نیست

هست؟!

 

پ.ن:تولد تو مهمترین اتفاق زندگیم بود چون اگه تو نبودی عشق منم نبود!

/ 3 نظر / 5 بازدید
Milad

khosh be hale eshghet [گل]

سرمه

دو قدم مانده به خندیدن برگ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم در چشم بهاری دیگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان . . . عید نوروز بر شما مبارک.

گمنام

اخه خوشبحالش که اینقدر دوسش داری