ابرها ببارید

دوباره تب ..

دوباره حرف ...

جنون واژه های خیس ...

سکوت جاده های شرق..!

یک " من" دوباره گم شده ...

و یک تیمارستان ...

پر از مجنون های غریب...

چه انتظار عجیبی دارم از ابرها... 

که مدام ببارند برایم...

 

پ.ن:امشب خیلی دلگیرم...دلم میخواد آسمون بباره...غم رو از قلبم پاک کنه...

/ 1 نظر / 4 بازدید
دانیال

وقتی بارون میباره عشق خدا تو تک تک قطراتشه ؛ نمیباره بارون چون خدا هم عاشق ما نیست دیگه[ناراحت]